شمس الدين حافظ
204
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
120 - « چشم مخمور » آنكه از سنبلِ او غاليه تابى دارد * باز با دلشدگان ناز و عِتابى دارد از سَرِ كُشتهء خود مىگذرد همچون باد * چه توان كرد كه عمرست و شتابى دارد ماهِ خورشيدنَمايَش ز پسِ پردهء زلف * آفتابيست كه در پيش سحابى دارد آبِ حيوان اگر آن است كه دارد لبِ دوست * روشن اينكه خِضَر بهره سرابى دارد چشم من كرد به هر گوشه روان سيلِ سرشك * تا سَهى سرو تو را تازه به آبى دارد غمزهء شوخ تو خونم به خطا مىريزد * فرصتش باد كه اين فكرِ صوابى دارد چشمِ مخمور تو دارد ز دلم قصدِ جگر * تُركِ مست است مگر ميلِ كبابى دارد جانِ بيمار مرا نيست ز تو روى سؤال * اى خوش آن خسته كه از دوست جوابى دارد كى كند سوىِ دل خستهء حافظ نظرى ؟ * چشمِ مستت كه به هر گوشهء خرابى دارد * توضيحات : غاليه ( چيز خوشبو ) عتاب ( سرزنش - گله ) سر ( جانب - سو ) آب حيوان ( آبزندگى ) سراب ( نمايى از آب غير حقيقى ) ماه خورشيد نما ( مراد روى زيبا ) سحاب ( ابر ) ترك مست ( مراد چشم معشوق ) خسته ( بيمار - مجروح ) معنى بيت ( 1 ) ( آنكه بوى خوش حتّى بر گيسوى معطر او حسد مىبرد و در تاب و خشم مىباشد ، حق دارد بار ديگر به عشاق ناز و عتاب كند ) معنى بيت ( 2 ) ( آن جانان از كنار كشته خود چون باد مىگذرد ، چه مىشود كرد كه زندگى و عمرم متعلق به عشق عزيز است و عمر هم به سرعت مىگذرد ) معنى بيت ( 5 ) ( از چشم من به هر كنار سيل اشك جارى شد تا بالاى سرو تو را آبيارى كند تا تر و تازهتر باشى ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خواجه در بيت ششم به شما مىگويد : ( كرشمه و ناز گستاخانه چشم تو ، من بىگناه را مىكشد ، وقت و فرصت او زياد باد كه ريختن خون عاشق به دست او كار درست و پسنديدهايست ) خود حديث مفصل بخوان از اين معنى . 2 - چرا در انجام اين كار وسواس دارى و ترديد و دودلى را همگام خود كردهاى ؟ بايد بدانى نق زدن و بىتابى كردن گرهاى از كار شما را باز نمىكند بلكه بايد چشم بر روى واقعيت بدوزى زيرا با يك دست نمىتوانى چند هندوانه بردارى بايد يكىيكى عمل كنى و از دوستان و آشنايان كمك بگيرى تا حتما موفق بشوى . 3 - نذر خود را ادا كن و به يكى از مشاهد متبركه برو و زيارتى و توسلى بجوى ، موفقيت همراه شما خواهد شد . 4 - جنابعالى بىپرده داراى اين خصوصيات هستيد : حساس و رؤيايى ، بانمك ، ظريف و دلربا ، دهانقرص ، بااستعداد ، مردد ، وسواسى ، ولخرج ( اگر چنين بود مرا دعا كن ) . 5 - مسافرت را توصيه مىكنم ، مسافر به سلامت است ، مژدهاى دريافت مىكنى ، تغيير شغل عملى است ، قرض ادا مىشود ، او با شما مهربان است ، از نگرانى بيرون مىآييد . 6 - هيچكس مانند خود انسان نمىتواند چارهساز و كارگشا باشد پس با ارادهاى قوى اقدام كنيد و از هيچچيز واهمه نداشته باشيد كه موقعيت به شما چشمك مىزند ، به شرط آنكه با كياست و سياست اقدام كرده باشيد . 7 - چرا اين انديشه غلط را مىپرورانى كه مادر زن يا مادر شوهرها يا دوستان او ، دشمن هستند هرچند آنان نيز خود به نوعى داراى اين نسبت مىباشند ، پس در انديشهء خود خانهتكانى كنيد كه دردسر ايجاد مىشود . بلكه با خريد هديه و ملاحت در نزديكى به او تلاش كنيد زيرا دل او نزد شماست .